بسمله. الهي غنچه اميد بگشاي/ گلي از روضه جاويد بنماي/ بخندان از لب آن غنچه با غم/ وز آن گل عطر پرور کن دماغم/ در اين محنت سراي بي مواسا ...
(آغاز)
... چشم بگشا زلف بشکن جان من/ بهر تسکين دل بريان من. [انجامه] خاتمة الطبع لله الحمد و المنة که بيمن افضال ايزد متعال نسخه فرحت افزا يوسف و زليخاي جامي در مطبع منشي نولکشور ... بار بستم طبع شده مطبوع خاص و عام اهل عالم گرديد فقط.
(انجام)